واکاوی عوامل موثر در جهت‌گیری الهی - فرهنگی تدریس در دوره دوم متوسطه (مطالعه کیفی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علمی مطالعات تربیتی و برنامه ریزی درسی، واحد مرند؛ دانشگاه آزاد اسلامی؛ مرند؛ ایران.

2 گروه علمی مطالعات تربیتی و برنامه ریزی درسی، واحد مرند؛ دانشگاه آزاد اسلامی؛ مرند؛ ایران

10.48310/riet.2026.23845.1760

چکیده

پژوهش حاضر با هدف واکاوی عوامل مؤثر بر جهت‌گیری الهی–فرهنگی در تدریس معلمان دوره دوم متوسطه انجام شد. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت‌کنندگان شامل معلمان، مدیران و خبرگان آموزشی دوره متوسطه دوم در سال تحصیلی 1405-1404 بود که تا رسیدن به اشباع نظری (۱۶ مشارکت‌کننده) ادامه یافت. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود که روایی آن با روش بازبینی مشارکت‌کنندگان و پایایی با روش توافق درون‌موضوعی (۸۴/۰) تأیید شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (۲۰۰۶) در سه مرحله تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که جهت‌گیری الهی- فرهنگی در تدریس، یک «پارادایم تربیتی» یکپارچه است که تحقق آن مستلزم هم‌افزایی چهار عامل اصلی می‌باشد: (۱) جهت‌گیری الهی- فرهنگی شامل باورهای توحیدی و جهان‌بینی دینی، التزام عملی و الگوبودن، انگیزه رسالت‌محور و جهادی، و شایستگی‌های دانشی-مهارتی میان‌رشته‌ای؛ (۲) زیست‌بوم تربیتی مدرسه شامل رهبری تحول‌آفرین و اخلاقی مدیر، فرهنگ سازمانی همیار و یادگیرنده، و سازوکارهای تشویقی و پشتیبانی ساختاری؛ (۳) برنامه درسی حکمت‌بنیان شامل محتوای تلفیقی مسئله‌محور، روش‌های تدریس تعاملی و کاوشگرانه، و ارزشیابی تکوینی و معنویت‌محور؛ (۴) عوامل سیاستی و کلان آموزشی شامل سیاست‌گذاری و گفتمان‌سازی کلان، توانمندسازی و توسعه حرفه‌ای مستمر معلمان، و تأمین منابع و حمایت‌های مالی و حقوقی. بنابراین جهت‌گیری الهی- فرهنگی در تدریس زمانی محقق می‌شود که عوامل فردی، سازمانی و سیاستی به صورت هماهنگ عمل کنند و شکاف عمیق میان انتظارات از معلم با امکانات ساختاری موجود پر گردد. این تحول، نیازمند عزم ملی، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری پایدار برای گذار از «آموزش نمره‌محور» به «تربیت حکمت‌بنیان» است.

کلیدواژه‌ها