<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی</title>
    <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 23 Sep 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>طراحی برنامه درسی تلفیقی درس «هدیه‌های آسمان» در کلاس‌های چندپایه</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4760.html</link>
      <description>کلاس‌های چندپایه، در مقابل کلاس‌های تک‌پایه، یکی از انواع کلاس‌های درسی است که دانش‌آموزان از پایه‌های مختلف را در کنار هم در یک کلاس سازماندهی می‌نماید. علی‌رغم مزایای این نوع کلاس‌ها و رشد کمّی آن در کشورهای مختلف، چندپایگی آموزگاران را با چالش‌های بسیاری ازجمله تدریس هم‌زمان بیش از یک برنامه درسی (چالش حجم) در ساعات مصوب با کلاس‌های تک‌پایه (چالش زمان) روبه‌رو ساخته است. یکی از مهم‌ترین راهکارهای مدیریت هر دو چالش، طراحی برنامه درسی تلفیقی برای هر یک از عناوین درسی است که متناسب با زمان و ویژگی‌های مخاطب، محتوای آموزشی را در طول دوره تحصیلی توزیع نماید. پژوهش حاضر با هدف طراحی برنامه درسی تلفیقی درس هدیه‌های آسمان در کلاس‌های چندپایه، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد کیفی، مبتنی بر تحلیل محتوای برنامه درسی آموزش دینی دوره ابتدایی و کتاب‌های هدیه‌های آسمان پایه دوم تا ششم ابتدایی در مدارس انجام شده است. با توجه به ثبات نسبی و تنوع روش‌های تدریس و ارزشیابی در این موضوع درسی، تمرکز پژوهش حاضر بر عنصر هدف و محتوا در برنامه درسی تلفیقی قرار گرفته و با ارائه الگوی تلفیقی اهداف و محتوای آموزشی در درس هدیه‌های آسمان تا مرحله تدوین طرح درس تلفیقی، مسیر پیش روی آموزگاران چندپایه را روشن نموده و زمینه تدریس کارآمد و موثر درس هدیه‌های آسمان را در جهت تعمیق ایمان و التزام عملی متربیان چندپایه فراهم می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی ساختاری قرآن کریم در تغییر «گفتمان جنسیت‌زده» به «گفتمان فراجنسیتی خدامحور»</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4676.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر کشف راهبردهای گفتمانی اصلاحی و ارائه الگوی ساختاری برای ایجاد تغییر در عرف جاهلیت به سمت عرف اسلامی بوده است. اینکه قرآن کریم، به عنوان برنامه هدایت بشر، چه راهبرد‌های گفتمانی را برای تغییر رویکرد جنسیتی جاهلیت پیشنهاد داده و اجرا کرده است. هدف، بیان مؤلفه‌های &amp;amp;laquo;گذار از گفتمان مردانه به گفتمان توحیدی&amp;amp;raquo; با نگاه کلان در کنار تأسیسی بودن زبان قرآن کریم و بیان فلسفه‌های دیگر گفتمان مردانه است. فرهنگ جنسیت‌زده عصر جاهلی تنها از طریق صدور چند فرمان اخلاقی و فقهی دچار تغییر نگردید و مورد پذیرش عمومی واقع نشد؛ بلکه قرآن کریم زمینه‌هایی را فراهم ساخت تا درونی‌سازی ارزش‌های الهی در برابر بنیان‌های جنسیتی، به شکل منضبط و کارآمد محقق شود و ملاک ارزش‌گذاری از برتری جنسیت به سمت تثبیت امر توحیدی هنجارسازی گردد. به این ترتیب، معیارهای ارزشی از مؤلفه‌های جنسیت‌زده به سمت معیارهای مبتنی بر تقوا در زندگی فردی و اجتماعی حرکت کرد. روش‌شناسی مطالعه حاضر توصیفی-تحلیلی با تمرکز بر آیات قرآن کریم و نیز تحلیل فرهنگی- اجتماعی نسبت به منابع مربوط به زنان در عصر نزول است. قرآن کریم راوی گزاره‌هایی است که به واسطه حضور پررنگ مردان در صحنه جامعه، دارای گفتمان مردانه است، اما در همین روایت‌ها، به گونه‌ای عمل می‌کند که از یک‌سو مخاطب مردانه‌نگر عصر نزول، از بیان روایات قرآنی، علاوه‌بر اینکه برداشت واقع‌گرایانه دارد، در عین‌حال، توانسته با ایجاد یک جریان خدامحوری، تغییر گفتمان را از جنسیت، به سمت مفاهیم متعالی سوق دهد. این حرکت نه مردسالارانه است و نه زن‌سالارانه، بلکه گفتمان انسان موحد است. این الگوی مفهومی شامل ۶ مؤلفه در &amp;amp;laquo;اجتماع‌سازی&amp;amp;raquo; و ۵ مؤلفه در &amp;amp;laquo;اجتماع‌پذیری&amp;amp;raquo; است که &amp;amp;laquo;گفتمان جاهلی مبتنی بر برتری جنسیتی&amp;amp;raquo; را به &amp;amp;laquo;گفتمان توحیدی فراجنسیتی&amp;amp;raquo; سوق می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تجربی مراحل تحول شناخت ایمانی (18 تا 24 سالگی)</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4889.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی کمّی- کیفی تحول شناخت ایمانی در دو بُعد &amp;amp;laquo;شناخت دینی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;معنابخشی دینی&amp;amp;raquo; در جوانان ۱۸ تا ۲۴ ساله مسلمان ایرانی، براساس چارچوب نوذری (۱۳۸۹) انجام شده است. روش تحقیق، تحولی مقطعی بوده و نمونه آماری شامل ۱۱۸ مرد با نگرش مثبت به دین در شهر دزفول بودند که با روش تصادفی انتخاب و با مصاحبه نیمه‌ساختاریافته مورد مطالعه قرار گرفتند. داده‌ها براساس مراحل تحول، در طیف ۱ تا ۴ نمره‌گذاری و با تحلیل واریانس (کمّی) و تحلیل محتوای کیفی بررسی شدند. یافته‌ها نشان داد روند تحول ایمان در این بازه سنّی، پیوسته و یکنواخت نیست و نوساناتی در میانگین نمرات سنین مختلف مشاهده می‌شود. تحلیل کیفی نیز تأیید کرد که همه مراحل تحول به‌طور همزمان در تمام سنین حاضر هستند. هرچند برخی از افراد، به ثبات کامل دینی دست یافته‌اند، ولی شدت و ضعف در میانگین نمرات سنین مختلف حاکی از ثبات نسبی و عدم تثبیت نهایی است. همچنین افزایش سن رابطه مستقیمی با تحول شناخت ایمانی نداشت. در بُعد شناخت دینی، بیشترین فراوانی متعلق به مرحله عرفی/استدلالی بوده و ضعف در استدلال‌های پیشرفته مشهود بود. در بُعد معنابخشی، نیمی از افراد در مرحله ناقص قرار داشتند و تبیین هدف خلقت عمدتاً عرفی و تقلیدی بود. در نتیجه، فرآیند تثبیت ایمان در آغاز جوانی کامل نشده و با چالش‌هایی مانند نوسانات تحولی، ضعف درونی‌سازی شناختی و عدم تعمیق معنابخشی مواجه است. این امر لزوم طراحی مداخلات آموزشی برای تقویت تفکر استدلالی و تعمیق معنابخشی در این سنین را نشان می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی پاسخگویی به سوالات دینی دانش‌آموزان مبتنی بر آیه «ادعُ إلی سَبیلِ رَبِّکَ»</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4754.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی بومی و کاربردی برای پاسخگویی مؤثر به شبهات دینی دانش‌آموزان، مبتنی بر آیه ۱۲۵ سوره نحل انجام شده است. این پژوهش با رویکرد ترکیبی اکتشافی متوالی (کیفی- کمّی) اجرا گردید. در مرحله کیفی، با ۳۵ نفر از دانشجو- معلمان و متخصصان تربیت دینی و تعلیم و تربیت مصاحبه نیمه‌ساختاریافته انجام شد و داده‌ها با استفاده از تحلیل مضمون تحلیل گردید. در مرحله کمّی، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخته با پایایی ۰٫۸۷ و روایی ۰٫۹۲ در بین ۲۵۰ دانشجو- معلم توزیع و داده‌ها با روش‌های آماری توصیفی و استنباطی (همبستگی و رگرسیون) تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش منجربه طراحی &amp;amp;laquo;الگوی حکمت&amp;amp;raquo; با چهار مؤلفه اصلی گردید: حکمت (تلفیق دانش دینی و روان‌شناسی رشد)، موعظه حسنه (ایجاد فضای امن و آموزش مهارت‌های ارتباطی)، جدال احسن (پرورش تفکر انتقادی و آموزش مناظره علمی) و سبیل ربِّک (استقرار نظام ارزیابی پویا و تأکید بر هدایت معنوی). نتایج نشان داد بین خودارزیابی و عملکرد معلمان در این زمینه شکاف ۵۵ درصدی وجود دارد و مهارت‌های ارتباطی، پیش‌بین‌کننده‌ای قوی برای پاسخگویی مؤثر است (&amp;amp;beta;=0.32). در نهایت، الگوی ارائه‌شده به‌دلیل اصالت اسلامی، جامعیت و انعطاف‌پذیری، می‌تواند چارچوبی عملی برای تحول در برنامه‌های درسی تربیت دینی و تربیت معلم فراهم آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چارچوب نظری عدالت تربیتی در نظام آموزش و پرورش ایران: واکاوی دیدگاه‌های راولز و مصباح ‌یزدی</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4890.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تحلیل عدالت تربیتی از دیدگاه جان راولز و نقد آن از منظر مصباح یزدی در جهت ارائه چارچوب نظری در نظام آموزش و پرورش ایران تدوین شده است. روش پژوهش کیفی از نوع تحلیل محتوا و به شیوه تحلیل فلسفی-انتقادی متون بوده که در آن اصول نظری عدالت از نظر راولز شامل آزادی‌های برابر، برابری منصفانه فرصت‌ها و اصل تفاوت استخراج و پیامدهای تربیتی آن بررسی شده است. در ادامه، با اتکاء بر مبانی انسان‌شناختی و غایت‌گرایانه اندیشه مصباح یزدی، نقدهایی همچون ناهمخوانی مبانی لیبرالی با نگرش اسلامی، ناکافی بودن بی‌طرفی ارزشی برای تربیت انسان متعالی، غفلت از هدف معنوی در تربیت راولزی و کم‌رنگ شدن نقش دین در خانواده مطرح شده است. یافته‌ها نشان داد که عدالت تربیتی در چارچوب اسلامی علاوه‌بر فرصت برابر، نیازمند هدایت اخلاقی، تقویت هویت دینی و توجه به تفاوت‌های استعداد انسانی است. بر این اساس، چارچوب نظری پیشنهادی پژوهش بر چهار محور اصلی شکل گرفت: تضمین فرصت‌های برابر آموزشی، ارتقای تربیت ارزش‌محور، شایسته‌پروری متناسب با ظرفیت‌ها و جبران چندبُعدی نابرابری‌ها. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که هم‌افزایی نقاط قوت نظریه راولز با مبانی انسان‌شناختی و غایت‌‌گرایانه اندیشه مصباح یزدی می‌تواند الگویی بومی و کارآمد برای آموزش و پرورش ایران فراهم سازد؛ الگویی که در آن عدالت اجتماعی، کیفیت یادگیری و تربیت معنوی به صورت همزمان مورد توجه قرار گرفته و زمینه رشد هویت فرهنگی، انسجام اجتماعی و توسعه پایدار را مهیاء می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>راهبردهای تربیت دینی قرآن کریم ناظر به موقعیت مقاومت مؤمنان در برابر تهدیدهای اعتقادی و فرهنگی</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4701.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین راهبردهای تربیتی قرآن کریم برای مواجهه با موقعیت مقاومتو تهدید و ارائه تصویری منسجم از این راهبردهاست. مسئله اساسی پژوهش این است که قرآن کریم برای راهبران تربیتی و متربیان در شرایط تهدید چه راهبردهایی ارائه می‌کند و این راهبردها متناسب با شرایط و میزان توانمندی اهل ایمان چگونه سامان می‌یابند؟ پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. داده‌های پژوهش، فرازهای مرتبط با تربیت و مواجهه با موقعیت‌های تهدید و مقاومت در قرآن کریم بوده که پس از مطالعه، کدگذاری و تحلیل، مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر از آن‌ها استخراج شد. در مجموع، ۷۹ مضمون پایه و ۳۴ مضمون سازمان‌دهنده شناسایی گردید. درنهایت مضمون‌هایی به‌دست آمد که به‌عنوان راهبردهای تربیتی قرآن کریم معرفی شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که راهبردهای تربیتی قرآن در موقعیت مقاومت، در قالب پنج مضمون فراگیر شامل تهییج و انگیزش تربیتی، پیشگیری، مقاوم‌سازی، دفاع و حمله قابل تبیین است. این راهبردها متناسب با شرایط و میزان قدرت و امکانات اهل ایمان، از رویکردهای درونی و پیشگیرانه به راهبردهای دفاعی و سپس کنش فعالانه حرکت می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربرد نظریه سیستمهای پیچیده سازگار شونده در آموزش معارف اسلامی دانشگاهی</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4622.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی الگوی برنامه درسی معارف اسلامی، بر اساس نظریه سیستم‌های پیچیده سازگارشونده (CAS) انجام شد. رویکرد مذکور می‌تواند چارچوب مفهومی مناسبی برای تلفیق اصالت محتوای دینی با نیازهای نسل دیجیتال فراهم آورد. روش تحقیق به کار گرفته شده، کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود. این روش با بررسی باب اول کتاب &amp;amp;laquo;منیه المرید&amp;amp;raquo; شهید ثانی پیرامون آداب معلم و شاگرد و همچنین تحلیل کتاب &amp;amp;laquo;کرامت انسانی در پرتو آموزه های قرآن و روانشناسی&amp;amp;raquo;، به منظور استخراج مصادیق عینی، اجرا شد. پنج مؤلفه کلیدی این نظریه شامل &amp;amp;laquo;تعامل پویا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;استقلال کنشگران&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تغییر و تکامل مداوم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خودسازمان‌دهی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پیچیدگی ذاتی&amp;amp;raquo;، مبنای تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان می‌دهد که اصول این نظریه با مبانی تربیت اسلامی همخوانی دارد. این همخوانی، امکان تبدیل محیط آموزشی معارف اسلامی از فضایی سنتی و ایستا به محیطی پویا و تعاملی را فراهم می‌سازد. در این رویکرد، دانشجویان از نقش منفعل خارج شده و به مشارکت‌کنندگان فعال در فرآیند یادگیری بدل می‌شوند. در مجموع، نظریه سیستم‌های پیچیده سازگارشونده، به عنوان الگویی کارآمد و پیشرو در طراحی برنامه درسی معارف اسلامی معرفی می‌شود که دو هدف اساسی را محقق می‌سازد: حفظ اصالت و غنای محتوای دینی، و پاسخگویی به نیازهای پویای نسل دیجیتال. این رویکرد، امکان خلق تجربه‌های یادگیری شخصی‌سازی‌شده و سازگار با شرایط متغیر جهان امروز را فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش ها و راهکارهای آموزش تربیت اسلامی در عصر جهانی شدن</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4791.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر بررسی چالش ها و راهکارهای آموزش تربیت اسلامی در عصر جهانی شدن است.پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده‌ها در زمره پژوهش‌های کیفی از نوع اکتشافی است. بر این اساس از رویکرد فرا ترکیب از روش پیشنهادی سندلوسکی و باروس (2007) استفاده شد. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی متون و مقالات علمی داخلی و خارجی است که با جستجو در پایگاه‌های اطلاعاتی استخراج شده است که در نتیجه ی آن 56 مقاله بدست آمد. سپس با توجه به هدف پژوهش، آن هایی که با هدف متناسب نبودند، حذف و در نهایت پس از غربال گری مقالات تعداد 45 مقاله برای بررسی و تحلیل انتخاب گردید که از تعداد 26 مقاله با توجه به هدف تحقیق برای استخراخ چالش ها و راهکارها انتخاب گردید. بر اساس یافته های پژوهش، جهانی شدن با ایجاد تغییرات فرهنگی و اجتماعی برای تربیت اسلامی چالش‌هایی جدی مانند فرهنگی و تهدیدهای هویتی، تأثیر پذیری نسل جدید از فرهنگ‌های غیر اسلامی، تنوع فرهنگی، تقویت فردگرایی و مادی‌گرایی، الگوسازی‌های غربی، وابستگی به ابزارهای ارتباطی و اینترنت ، تجاری‌سازی آموزش، اطلاعات نامحدود غیر اسلامی در فضای سایبری، تضعیف ارزش‌های سنتی به همراه دارد. همچنین ارتقاء و آموزش مهارت‌های معلمان، اصلاح و توسعه برنامه درسی، تقویت نهادهای دینی و اجتماعی، مقابله با فرهنگ‌های غالب ، تقویت هویت اسلامی ، بازگشت به اسلام اصیل و شناخت مسلمانان نسبت به وظیفه خود از جمله راهکارهای مؤثر در جهت مقابله با این چالش‌ها است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حاکم به مثابه مربی در اندیشه آیت‌الله شهید بهشتی(ره) با تأکید بر معرفی صلاحیت‌های اخلاقی</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4816.html</link>
      <description>نسبت تربیت، اخلاق و سیاست از مسائل بنیادین در مکاتب فکری مختلف است که هر یک به فراخور نظام معرفتی خویش، دیدگاه‌های متفاوتی در این باب ارائه کرده‌اند. برخی قدرت سیاسی را ناسازگار با اخلاق پنداشته و برخی دیگر انگاره‌های اخلاقی را جوهره حکمرانی و تربیت اجتماعی دانسته‌اند. مقاله حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و با هدف تبیین صلاحیت‌های اخلاقی حاکم به‌مثابه مربی در اندیشه آیت‌الله شهید بهشتی(ره) نگاشته شده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که حسب نظر شهید بهشتی، حکمرانی فرایندی تربیتی است که با پیوند عمیق اخلاق، سیاست و تربیت، به تعالی معنوی و اخلاقی جامعه می‌انجامد. صلاحیت‌های اخلاقی و تربیتی حاکم شامل پیوند عاطفی با امت، آگاهی از میدان عمل، ادب مواجهه، تعهد اخلاقی، عدالت نفسانی، ارجحیت عدل فراگیر، ساده‌زیستی، خدمتگزاری، مشارکت‌دهی در بستر آزادی، مصلحت‌بینی، ارشادگری و انتقادپذیری است. این صلاحیت‌ها، حاکم را به مربی‌ای تبدیل می‌کند که با هدایت جامعه به سوی فضایل اخلاقی، از طاغوت‌گرایی جلوگیری کرده و زمینه‌ساز رشد اخلاقی و معنوی امت می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش دروس معارف اسلامی در شکل‌گیری نگرش مطلوب دانشجویان به دین : از نظریه تا عمل</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4939.html</link>
      <description>نگرش به عنوان یک آمادگی درونی، نقش تعیین‌کننده‌ای در جهت‌دهی به رفتارهای افراد دارد. در این میان، کیفیت نگرش نسبت به دین به عنوان یکی از عمیق‌ترین نگرش‌ها، می‌تواند سایر ابعاد زندگی فردی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهد. یکی از اهداف اختصاصی مورد انتظار دروس معارف اسلامی در دانشگاه، ایفای نقش در شکل‌گیری و تقویت نگرش مطلوب به دین در دانشجویان است، از اینرو این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف عبور از نظریه به عمل، به بررسی این نقش می‌پردازد. یافته‌ها حاکی از آن است که این دروس از طریق تأثیر بر مؤلفه‌های شناختی و عاطفی نگرش، می‌توانند عاملی کلیدی در این فرآیند باشند. بر اساس چارچوب‌های نظری شکل‌گیری نگرش (مانند یادگیری مشاهده‌ای، شرطی‌سازی و الگوبندی)، راه‌حل‌های عملیاتی مؤثری پیشنهاد می‌شود که در سه محور &amp;amp;laquo;تغییر در محتوا و منابع درسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اصلاح سیستم آموزشی&amp;amp;raquo; ، &amp;amp;laquo;بازنگری در روش تدریس و صلاحیت اساتید&amp;amp;raquo; دسته‌بندی می‌شوند. در سطح عمل، راهکارهایی همچون بهره‌گیری از قدرت هنر و رسانه، سازماندهی بازدیدهای میدانی از اماکن مذهبی، تکرار آموزه‌های اخلاقی و معرفی الگوهای برجسته دینی ارائه می‌گردد. در نهایت، این مطالعه نتیجه می‌گیرد که تلفیق هوشمندانه نظریه و عمل در ارائه دروس معارف، نه تنها در شکل‌دهی به نگرش مطلوب دینی ضروری است، بلکه از تغییر نگرش نامطلوب دانشجویان نیز پیشگیری می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌سازی حکمرانی تعلیم و تربیت اسلامی با رویکرد داده‌بنیاد: مطالعه موردی آیت‌الله شهید رئیسی</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4940.html</link>
      <description>حکمرانی تعلیم و تربیت از منظر آیت‌الله شهید رئیسی در چارچوب نظریه‌پردازی اسلامی، نقشی محوری در شکل‌دهی به جامعه اسلامی دارد. ایشان بر این باورند که تربیت اسلامی باید فراتر از انتقال صرف دانش و مهارت‌ها، به فرآیند رشد اخلاقی و معنوی انسان‌ها توجه داشته باشد. این تحقیق به تحلیل و مفهوم‌سازی دو پدیده محوری (حکمرانی آموزشی اسلامی) و (حکمرانی تعالی‌بخش و انسان‌ساز) از منظر آیت‌الله شهید رئیسی پرداخته است. در این راستا، روش تحقیق از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه‌پردازی داده‌بنیاد است. داده‌ها از طریق ۱۳ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با متخصصان تعلیم و تربیت، اساتید دانشگاهی، و صاحب‌نظران حوزه دین و سیاست جمع‌آوری شده است. نتایج نشان می‌دهند که حکمرانی آموزشی اسلامی باید بر مبنای اصول دینی و اسلامی و در جهت پرورش انسان‌های متعالی، متوازن و مؤثر در جامعه اسلامی پی‌ریزی شود. از طرفی، حکمرانی تعالی‌بخش و انسان‌ساز به‌عنوان هدف نهایی، باید به توسعه فردی و اجتماعی افراد، تقویت اراده و اخلاق اسلامی، و ترویج عدالت اجتماعی در فرآیندهای آموزشی توجه ویژه داشته باشد. کاربرد نتایج این تحقیق می‌تواند به سیاست‌گذاران آموزشی کمک کند تا مدل‌های حکمرانی آموزشی را بر اساس اصول اسلامی و نیازهای واقعی جامعه طراحی کرده و در جهت تعالی جامعه اسلامی پیش‌ببرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>استخراج مفاهیم محوری بیانات رهبر شهید در دیدار با معلمان و فرهنگیان طی چهار دهه پس از انقلاب اسلامی بر اساس روش تحلیل مضمون</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_4959.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف استخراج مفاهیم محوری بیانات رهبر شهید، آیت الله سید علی حسینی خامنه‌ای، با معلمان و فرهنگیان طی چهار دهه پس از انقلاب اسلامی انجام شده است. روش پژوهش، تحلیل مضمون است. جامعه پژوهش شامل متن بیانات و سخنرانی‌های رهبر شهید در دیدارهای مختلف با معلمان و فرهنگیان پس از انقلاب اسلامی است که به صورت تمام‌شمار فیش‌برداری و واکاوی شده است. داده‌ها پس از استخراج مفاهیم کلیدی، کدگذاری و در قالب شبکه مضامین تحلیل شدند. جهت سنجش اعتبار و تأییدپذیری یافته‌ها، از دو روش &amp;amp;laquo;بازبینی توسط اعضا&amp;amp;raquo; (نظارت صاحب‌نظران) و &amp;amp;laquo;مستندسازی گام‌به‌گام مراحل تحلیل&amp;amp;raquo; جهت جلوگیری از سوگیری شخصی استفاده گردید. فرآیند کدگذاری متون به استخراج ۱۶۱ کد محوری اولیه و ۱۶ مضمون سازمان‌دهنده منجر گردید. در نهایت، مضامین پژوهش در قالب ۷ مضمون فراگیر صورت‌بندی شد که عبارتند از: &amp;amp;laquo;نظام آموزش و پرورش&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سند تحول بنیادین&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;الگوها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;معلم&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سند ۲۰۳۰&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;معاونت پرورشی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;محتوای آموزشی و کتب درسی&amp;amp;raquo;.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر اجرای الگوی دریافت مفاهیم با تاکید بر روش ساختن گرایی در درس هدیه‌های آسمان بر ارتقای کیفیت یادگیری: یک مطالعه نیمه تجربی</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5014.html</link>
      <description>آموزش مفاهیم دینی و اعتقادی در دوره ابتدایی، زیربنای شکل‌گیری جهان‌بینی و نظام ارزش‌های اخلاقی دانش‌آموزان را فراهم می‌کند. درس هدیه‌های آسمان در نظام آموزشی با هدف آشنایی کودکان با مبانی دینی تدوین شده است. هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی اجرای الگوی دریافت مفاهیم با تأکید بر روش ساختن گرایی در این درس بر میزان یادگیری دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی بود. پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی و با طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش‌آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهرستان‌ بویراحمد به تعداد 3059 نفر در سال تحصیلی 05-1404 تشکیل ‌دادند. نمونه پژوهش شامل 42 نفر از دانش‌آموزان داوطلب آزاد بود که به صورت دو گروه 21 نفری آزمایش و کنترل انتخاب شدند. در مرحله مداخله، هفت درس کتاب بر مبنای الگوی دریافت مفهوم و با روش ساختن گرایی آموزش داده شد. این مداخله در قالب هشت جلسه 50 دقیقه‌ای و به صورت هفتگی برگزار شد. در مجموع، یافته ‌های توصیفی و استنباطی پژوهش نشان می‌دهد که اجرای الگوی دریافت مفاهیم با تأکید بر روش ساختن‌گرایی، اثربخشی چشمگیر و معناداری بر ارتقای یادگیری دانش‌آموزان در درس هدیه‌های آسمان دارد. نتایج حاکی از آن است که برای احیای واقعی آموزش دینی، لازم است از الگوهای سنتی مبتنی بر انتقال یک‌طرفه اطلاعات فاصله گرفته شود و به سوی رویکردهای شناختی و فعال حرکت کرد. در نتیجه تلفیق الگوی دریافت مفاهیم با روش ساختن‌گرایی، برتری محسوسی نسبت به روش‌های سنتی در آموزش ابتدایی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آسیب‌شناسی روش‌های تدریس درس تاریخ تحلیلی صدر اسلام از منظر دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5021.html</link>
      <description>ارزیابی اثربخشی شیوه‌های آموزش در درس تاریخ تحلیلی صدر اسلام، به دلیل نقش آن در تقویت فهم تاریخی، توان تحلیل رخدادهای صدر اسلام و مواجهه آگاهانه با مسائل و شبهات تاریخی، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هدف این پژوهش، آسیب‌شناسی روش‌های تدریس اساتید این درس از منظر دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان با تمرکز بر دو مؤلفه &amp;amp;laquo;ارائه محتوای علمی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;رویکرد تعاملی&amp;amp;raquo; و بررسی تأثیر آن‌ها بر فهم تاریخی، درگیری شناختی و انگیزش یادگیری دانشجویان است. این پژوهش با رویکرد تلفیقی (کمّی ـ کیفی) انجام شد. داده‌های کمّی از طریق پرسشنامه‌ای شامل 17 گویه مبتنی بر مقیاس لیکرت و داده‌های کیفی از طریق یک سؤال باز درباره راهکارهای بهبود تدریس گردآوری شد. نتایج نشان داد که اگرچه دانشجویان عملکرد اساتید را در دو مؤلفه ارائه محتوا و رویکرد تعاملی در سطح متوسط رو به مطلوب ارزیابی کرده‌اند، اما این وضعیت به طور متناسب به ارتقای فهم تاریخی، تفکر انتقادی و انگیزه برای مطالعه بیشتر تاریخ اسلام منجر نشده است. یافته‌ها بیانگر آن است که غلبه شیوه‌های نسبتاً سنتی تدریس، محدود بودن استفاده از ابزارها و فعالیت‌های آموزشی متنوع، ضعف در پیوند دادن مباحث تاریخی با مسائل معاصر و کم‌رنگ بودن فرصت‌های تحلیل و نقد روایت‌های تاریخی، از مهم‌ترین چالش‌های آموزش این درس به شمار می‌روند. همچنین نتایج بخش کیفی نشان داد که توسعه یادگیری فعال و مشارکتی، بهره‌گیری از منابع و رسانه‌های آموزشی متنوع، تقویت رویکرد تطبیقی در بررسی روایت‌های تاریخی و توجه بیشتر به کارکردهای معرفتی و تربیتی درس می‌تواند به تعمیق یادگیری و افزایش درگیری شناختی دانشجویان کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی بر تلفیق نظریه آشوب و حکمت وحدت وجود در آموزش فیزیک</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5027.html</link>
      <description>آموزش فیزیک در بسیاری از نظام‌های آموزشی امروزی به انتقال مکانیکی فرمول‌ها و حل مسائل جزئی محدود شده و کمتر به پرورش درک پویا، سیستمی و کل‌نگر از نظام‌های فیزیکی و جهان طبیعی می‌پردازد. این مطالعه با بهره‌گیری از رویکردی میان‌رشته‌ای، به بررسی هم‌خوانی میان نظریه&amp;amp;rlm;ی آشوب و سامانه‌های پیچیده در فیزیک و حکمت وحدت وجود در سنت فلسفی-عرفانی ایرانی-اسلامی می‌پردازد. هدف این پژوهش، بازندایشی در آموزش فیزیک از طریق واکاوی هم&amp;amp;rlm;خوانی&amp;amp;rlm;های مفهومی میان نظریه آشوب و اثر پروانه&amp;amp;rlm;ای در فیزیک و حکمت وجود در سنت فلسفی-عرفانی ایرانی-اسلامی است. روش پژوهش کیفی و از نوع نظری-تحلیلی است. تأملات نظری نشان می‌دهند که این سامانه‌های آشوبناک &amp;amp;ndash; با ویژگی‌هایی مانند حساسیت شدید به شرایط اولیه، تعامل اجزا، و ساختار غیرخطی &amp;amp;ndash; و دیدگاه فلسفیِ وحدت وجود در مفاهیمی مانند پیوستگی جزء و کل، علیت غیرخطی، محدودیت‌های ذاتی پیش‌بینی و مسئولیت اخلاقی اشتراکات عمیقی دارند. مفهوم اثر پروانه‌ای به‌عنوان نشانه&amp;amp;rlm;ی حساسیت به شرایط اولیه می‌تواند در آموزش فیزیک به ابزاری برای پرورش تفکر سیستمی، مسئولیت‌پذیری و بینش کل‌نگر تبدیل شود. در این رویکرد، معلم از انتقال‌دهنده صرف اطلاعات به راهنمای فرایند یادگیری تبدیل می‌شود و دانش‌آموزان به درکی عمیق‌تر از پیوستگی و پویایی هستی می‌رسند. این پارادایم آموزشی نه‌تنها درک علمی را غنی‌تر می‌سازد، بلکه دانش‌آموزان را به شهروندانی آگاه و مسئول در قبال تأثیرات اعمالشان بر کل نظام هستی تبدیل می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی آیۀ ۱۸ سوره قاف با رویکرد آموزش مراقبت زبانی در تربیت اسلامی</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5057.html</link>
      <description>در آیه 18 سوره قاف عباراتی در مورد تبیین مسئولیت اخلاقی گفتار و نظارت الهی بر رفتار زبانی انسان ذکر شده که زمینه ساز برخی اختلاف نظرات تفسیری شیعه و اهل سنت در این باره شده است. به نظر می رسد که پیش فرض هایی که به خاطر ترسیم تصویری دقیق از حضور دائمی فرشتگان مراقب وجود دارد،برخی مفسران را بر آن داشته که سخن گفتن را عملی آگاهانه و اثرگذار در ساخت شخصیت اخلاقی انسان بدانند. پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که در آیه 18 سوره قاف در کتب تفسیری به چه نحوی&amp;amp;laquo;مراقبت زبانی&amp;amp;raquo; تبیین شده است ؟ روش این مقاله ، توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی با رویکرد تربیتی است. بنابراین با مشخص نمودن اختلاف نظر و بررسی اقوال مختلف و بیان رویکردهای تفسیری ، تبیینی سازوار از این آیه ارائه می گردد. بر اساس یافته های این پژوهش، مفسران فریقین در اصل نظارت الهی و ضرورت ثبت گفتار اتفاق نظر دارند؛ اما در گستره الفاظ ثبت‌شده، ساختار ادبی آیه، فلسفه وجودی ملائکه نویسنده اعمال و تبیین پیامدهای تربیتی آن، تفاوت‌هایی قابل توجه مشاهده می‌شود. در تفاسیر شیعه، زبان به‌عنوان عرصه‌ای ویژه در نظام اخلاقی قرآن برجسته شده و آیه ۱۸ سوره قاف مبنای تربیتی برای خودکنترلی گفتار و تهذیب نفس دانسته شده است. در مقابل، مفسران اهل سنت بیشتر بر جنبه نظارتی و اعتقادی آیه تمرکز کرده و آن را عامل ایجاد احساس پاسخگویی و مسئولیت الهی قلمداد کرده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دلالت‌های تربیتی جز نوزدهم قرآن کریم در ساحت‌اخلاقی با تأکید بر دیدگاه آیت اله العظمی خامنه‌ای (ره)</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5059.html</link>
      <description>سامان دادن به نظام تربیتی اسلام، از رهگذر گردآوری گزاره‌های تجویزی و توصیفات اسلام درباره ساحات تعلیم و تربیت می‌گذرد. از آنجا که یکی از مهم‌ترین اهداف رسالت انبیای الهی، تزکیه و تهذیب نفوس و تکمیل ارزش‌ها و مکارم اخلاقی معرفی شده و نیز از آن جهت که شناخت و تمییز خوب از بد در نهاد انسان ودیعه گذاری شده است اما بروز و شکوفایی آن به تربیت نیاز دارد؛ ورود به تربیت در ساحت اخلاقی حائز اهمیت می‌گردد. قرآن خود برنامه کامل تربیت انسانی در همه ساحات تربیتی است که منبعی غنی برای پژوهش را فرار روی محققین می‌گستراند که حسب فهم و بینش خود از آن گوهرهای آن صید نمایند. ازاین‌روی نوشتار حاضر تلاش دارد دلالت‌های تربیتی جزء نوزدهم قرآن را در ساحت تربیت اخلاقی را استخراج و در اختیار همگان قرار دهد. جزء نوزدهم از آیه 21 سوره فرقان شروع شده و تمام 227 آیه سوره شعراء را در برگرفته و درنهایت به 55 آیه اول سوره نمل، ختم و حدود 400 آیه را شامل می‌شود. از مهم‌ترین موضوعات این جزء در راستای تربیت اخلاقی می‌توان به سرگذشت پیامبران بزرگ الهى، برخوردهای لجوجانه مردم با آنان، مبارزات پیامبران با انواع انحرافات اخلاقی و اجتماعی، دستوراتى به</description>
    </item>
    <item>
      <title>الهیات عملی نماز و بازتولید هویت مقاوم در نسل جدید</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5070.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش الهیات عملیِ نماز در بازتولید هویت دینیِ مقاوم در نسل Z انجام شده است. با توجه به تحولات فرهنگی ناشی از جهانی‌شدن، گسترش رسانه‌های دیجیتال و تغییر الگوهای زیست معنوی، مسئله اصلی پژوهش بررسی این امر است که تجربه زیسته نماز چگونه می‌تواند در شکل‌گیری، بازاندیشی و تقویت هویت دینی جوانان نقش‌آفرین باشد. روش پژوهش کیفی و از نوع تحلیل مضمون است. داده‌های پژوهش از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق با 20 نفر از جوانان 18 تا 25 ساله شهر نجف‌آباد گردآوری شد و با استفاده از فرایند کدگذاری و استخراج مضامین مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد که تجربه زیسته نماز در میان مشارکت‌کنندگان دارای کارکردهایی چندبعدی است که در چهار مضمون اصلی قابل تبیین است: تجربه معنوی و ایجاد آرامش و انسجام روانی، تقویت هویت دینیِ بازاندیشانه و انتخاب‌گر، افزایش تاب‌آوری و مقاومت فرهنگی در مواجهه با فشارهای اجتماعی و رسانه‌ای، و بازتعریف معنویت و هویت دینی در بستر زیست معاصر. بر اساس نتایج، نماز در تجربه جوانان صرفاً به عنوان یک کنش آیینی تلقی نمی‌شود، بلکه به مثابه فرایندی معناساز در شکل‌دهی و تقویت هویت دینی عمل می‌کند. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهد که الهیات عملیِ نماز می‌تواند چارچوبی تحلیلی برای فهم تحولات دینداری نسل جدید فراهم سازد و در طراحی برنامه‌های تربیت دینی در محیط‌های آموزشی و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«سبک‌شناسی تصویرسازی کلامی قرآن و نقش آن در PCK معلمان دینی: یک مرور نظام‌مند»</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5072.html</link>
      <description>قرآن کریم به‌عنوان مهم‌ترین متن دینی ادبی، دارای نظام سبک‌شناختی منحصربه‌فردی در تصویرسازی کلامی است که جلوۀ اعجاز بیانی آن محسوب می‌شود. باوجود پژوهش‌های گسترده در بلاغت و سبک‌شناسی، کاربست نظام‌مند مؤلفه‌های تصویرسازی قرآنی در دانش محتوایی پداگوژیک (PCK) معلمان دینی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف تحلیل سبک‌شناختی مؤلفه‌ها و طراحی مدلی عملیاتی برای کاربرد آن در PCK معلمان دینی با رویکرد کیفی و به‌شیوۀ مرور نظام‌مند تلفیقی (تحلیلی استنتاجی) انجام شد. جامعه پژوهش شامل کلیۀ مقالات علمی پژوهشی فارسی‌زبان منتشرشده در پایگاه‌های معتبر داخلی (۱۳۸۰ ۱۴۰۵) بود. پس از جستجوی هدفمند و غربالگری، مقالات واجد شرایط با روش تحلیل محتوای قیاسی تحلیل شدند. اعتباریابی یافته‌ها با بازبینی همکاران صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد تصویرسازی کلامی قرآن هشت مؤلفۀ اصلی دارد: تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه، تشخیص، تجسیم، تصاویر بافتی تقابلی، و موسیقی فواصل. این مؤلفه‌ها سه کارکرد آموزشی دارند: عینی‌سازی مفاهیم انتزاعی، تحریک تخیل، و تثبیت حافظه. حفظ اصالت تصاویر (چون قرائت &amp;amp;laquo;مأتیّاً&amp;amp;raquo; به‌صورت اسم مفعول) برای پرهیز از تحریف ضروری است. تحلیل یافته‌ها همخوانی با PCK را نشان داد و بر اساس آن، مدل چهارمرحله‌ای &amp;amp;laquo;تبدیل پداگوژیک تصویرمحور&amp;amp;raquo; با شاخص‌های اجرایی عینی طراحی شد که اعتبار آن تأیید گردید. و این نتیجه به دست آمد که سبک تصویرسازی قرآن نه یک ویژگی تزیینی، بلکه الگویی اصیل از تبدیل پداگوژیک است که مفاهیم انتزاعی را به تجربه‌ای حسی و ماندگار بدل می‌کند. بنابراین پیشنهاد می‌شود برنامه‌های درسی تربیت معلم دینی با رویکرد سبک‌شناسی تصاویر قرآنی بازطراحی شده و اطلس سبکی آن تدوین گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی اثربخشی تربیت اسلامی بر رشد اجتماعی عاطفی و دینی کودکان زیر ۶ سال شهر یزد</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5099.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش روش‌های تربیتی برگرفته از آموزه‌های اسلامی بر رشد اجتماعی، دلبستگی ایمن و پذیرش دینی کودکان ۴ تا ۶ ساله انجام شد. این مطالعه نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌آزمون پس‌آزمون، گروه کنترل و پیگیری ۳ ماهه بر روی ۸۰ کودک (۴۰ آزمایش، ۴۰ کنترل) از چهار مهدکودک شهر یزد اجرا گردید. نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده در سطح فردی انجام شد. گروه آزمایش به مدت ۱۲ هفته آموزش مبتنی بر اصول تربیت اسلامی (محبت، بازی، الگودهی، احترام، اجتناب از تنبیه و پاسخگویی) دریافت کرد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه رفتار اجتماعی کودکان(CSBQ, 2006), نسخه اقتباسی مهدکودک مقیاس دلبستگی(IPPA-R, 2005) و پرسشنامه محقق‌ساخته پذیرش دینی در سه مرحله گردآوری شد. با توجه به ساختار خوشه‌ای داده‌ها (کودکان درون مهد)، از مدل آمیخته خطی با اثرات تصادفی برای تحلیل استفاده گردید. پس از کنترل نمرات پیش‌آزمون و اعمال تصحیح بونفرونی، تنها تفاوت معنادار در متغیر دلبستگی ایمن مشاهده شد (اندازه اثر جزئی 0,001&amp;amp;gt;p,0,208=) که در پیگیری ۳ ماهه نیز تا حدی پایدار بود (p =0,22)، تفاوت‌های رفتار اجتماعی (p =0,120)، و پذیرش دینی (p =0,090)، معنادار نبودند. در نتیجه: اندازه اثر متوسط برای دلبستگی نشان‌دهنده تأثیر اولیه امیدبخش است، اما تغییر سایر متغیرها به مداخلات طولانی‌تر نیاز دارد. یافته‌ها هم‌سویی آموزه‌های اسلامی با روان‌شناسی تحولی را تأیید کرد و نشان داد تغییرات کوچک در تعامل مربیان و والدین می‌تواند بر دلبستگی مؤثر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی بسته آموزش هویت عقلانی نوجوانان مبتنی بر منابع اسلامی</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5131.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتبارسنجی بسته آموزش هویت عقلانی نوجوانان مبتنی بر مؤلفه‌های عقل و حماقت در منابع اسلامی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی-توسعه‌ای و از نظر روش، توصیفی با رویکرد کیفی و اعتبارسنجی محتوایی بود. در مرحله نخست، داده‌های مرتبط با عقل و حماقت از منابع اسلامی با استفاده از نرم‌افزار جامع‌الاحادیث استخراج و سپس با روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. در مرحله دوم، بر پایه مؤلفه‌های استخراج‌شده و متناسب با ویژگی‌های رشدی نوجوانان، بسته‌ای آموزشی در 12 جلسه طراحی شد. برای بررسی روایی محتوایی، بسته در اختیار 11 نفر از خبرگان حوزه‌های روان‌شناسی، علوم تربیتی، مشاوره و معارف اسلامی قرار گرفت و شاخص‌های CVR و I-CVI محاسبه شد. یافته‌ها نشان داد این بسته بر محورهایی چون بیدارسازی هویتی، حق‌مداری، خودشناسی، پیامدسنجی، رشدپذیری، خودمهارگری، پایداری روانی، تنظیم زبان، فروتنی، مسئولیت‌پذیری، اثرگذاری اجتماعی و تجمیع هویت عقلانی تدوین شده است. بر این اساس، این بسته می‌تواند به‌عنوان الگویی معتبر در موقعیت‌های آموزشی، مشاوره‌ای و فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی دلالت های تربیتی «حق» و «باطل» در پرتو گفتار تمثیلی قرآن: مطالعه موردی آیه ۱۷ سوره رعد</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5132.html</link>
      <description>تقابل &amp;amp;laquo;حق&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;باطل&amp;amp;raquo; از بن‌مایه‌های اساسی اندیشه دینی و یکی از دغدغه‌های مهم نظام‌های تربیتی است. قرآن کریم برای تبیین این دو مفهوم، از زبان تمثیل بهره گرفته است. آیه ۱۷ سوره رعد با ترسیم دو صحنه نزول باران و جریان سیلاب در دره‌ها و نیز ذوب فلزات در آتش، تصویری ماندگار از نسبت حق و باطل ارائه می‌دهد. هدف پژوهش حاضر، کشف دلالت‌های تربیتی مستتر در این تمثیل قرآنی و ارائه کاربست‌های آن در سطوح فردی، اجتماعی و آموزشی است. روش پژوهش، تحلیلی‑توصیفی است. یافته‌ها نشان می‌دهد که تمثیل حق دارای سه دلالت تربیتی عمده است: خاستگاه الهی حق که مبنای &amp;amp;laquo;تربیت توحیدی&amp;amp;raquo; قرار می‌گیرد؛ ظرفیت‌پذیری حق که به اصل &amp;amp;laquo;تفاوت‌های فردی و تدریج در تربیت&amp;amp;raquo; می‌انجامد؛ و ماندگاری و سودمندی حق که &amp;amp;laquo;نفع‌رسانی به مردم&amp;amp;raquo; را به عنوان معیار ارزش‌مندی در تربیت معرفی می‌کند. در سوی دیگر، تمثیل باطل با ویژگی‌هایی چون خودنمایی ظاهری، بی‌ثباتی و بی‌نتیجه‌گی، مربیان را به تقویت بصیرت، آموزش معیارهای سودمندی حقیقی و پرورش صبر در متربیان فرامی‌خواند. کاربست این دلالت‌ها در سطح فردی به خودسازی و پالایش درونی، در سطح اجتماعی به نقد جریان‌های باطل و تمدن‌سازی بر مبنای حق، و در سطح آموزشی به استفاده هدفمند از زبان تمثیل و رعایت سطوح مختلف فهم یادگیرندگان منجر می‌شود. نتیجه نهایی آنکه آیه ۱۷ سوره رعد، مطالبی مهم از اصول تربیتی را عرضه می‌دارد که می‌تواند مبنای طراحی عموم فعالیت‌ها و اقدامات عملی در نظام تربیت اسلامی قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان‌سنجی حجیت فقهی رفتار غیرکلامی معلّم در فرآیند تربیت اسلامی تحلیلی فقهی–اصولی بر حدیث «کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ»</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5140.html</link>
      <description>مسئله اصلی این پژوهش، امکان‌سنجی حجیت فقهی رفتار غیرکلامی معلّم در فرآیند تربیت اسلامی و تبیین حدود و ثغور آن بر پایه حدیث &amp;amp;laquo;کُونُوا دُعَاةً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ&amp;amp;raquo; است. پرسش محوری آن است که آیا رفتار غیرزبانی معلّم، فراتر از کارکرد روان‌شناختی و تأثیر تربیتی، می‌تواند در چارچوب فقه اسلامی واجد حجیت و قابلیت استناد شرعی در مقام دعوت و تربیت باشد یا خیر. پژوهش با روش تحلیل فقهی&amp;amp;ndash;اصولی و با بهره‌گیری از قواعد استنباط، بررسی دلالت حدیث یادشده، تحلیل مفهومی &amp;amp;laquo;دعوت&amp;amp;raquo;، و بازخوانی نسبت گفتار و رفتار در ابلاغ دینی انجام شده است. نتایج نشان می‌دهد که هرچند رفتار غیرکلامی معلّم از منظر اصول فقه، در زمره ادله استنباط احکام شرعی قرار نمی‌گیرد، اما در منطق فقه تربیتی و در چارچوب مسئولیت اجتماعی معلّم به‌عنوان داعی، می‌تواند در شرایطی معیّن مصداقی از &amp;amp;laquo;اظهار الحجة بالعمل&amp;amp;raquo; تلقی شود و از این حیث، واجد نوعی حجیت عملی و کنش مشروع در مقام دعوت باشد. این حجیت، مشروط به انسجام رفتار با گفتار، فقدان مفسده، و قرار گرفتن در چارچوب تکلیف شرعی دعوت است و به معنای جایگزینی عمل به‌جای بیان زبانی یا اثبات حجیت اصولی رفتار نیست. بر این اساس، مقاله نتیجه می‌گیرد که رفتار غیرکلامی معلّم، در صورت تحقق شرایط فقهی یادشده، می‌تواند به‌عنوان عنصری معتبر در فرآیند تربیت اسلامی ایفای نقش کند، بی‌آنکه مرز میان تأثیر تربیتی و حجیت فقهی مخدوش شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازگشت به خویشتن در تربیت اسلامی: صورت‌بندی تکنیک «کدگذاری تربیتی» بر مبنای کرامت ذاتی انسان و مسئلة خودفراموشی (گزارش یک اقدام‌پژوهی روایی)</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5144.html</link>
      <description>غایت تربیت اسلامی، نه صرفاً اصلاح رفتار بیرونی، بلکه بازگرداندن متربی به حقیقت وجودی خویش است؛ فرایندی که قرآن کریم روی دیگر آن را &amp;amp;laquo;خودفراموشی&amp;amp;raquo; می‌نامد: &amp;amp;laquo;نَسُوا اللهَ فَأنساهُم أنفُسَهُم&amp;amp;raquo; (حشر: ۱۹). در حالی که ادبیات پژوهشی اخیر، چیستی، خاستگاه و شمول &amp;amp;laquo;کرامت ذاتی انسان&amp;amp;raquo; را به‌تفصیل کاویده است، حلقة مفقوده همچنان &amp;amp;laquo;چگونگی&amp;amp;raquo; است: مربی در محیطی اشباع از عوامل غفلت‌زا، با چه سازوکار عملیاتی می‌تواند این کرامت را به تجربة زیستة متربی نوجوان بدل کند و او را در برابر خودبیگانگی مقاوم سازد؟ پژوهش حاضر برای پاسخ به این پرسش، به روش اقدام‌پژوهی با رویکرد تجربه‌نگاری روایی انجام شده است: نویسنده در نقش مربی&amp;amp;ndash;پژوهشگر، طی حدود 15 سال در یک مجموعة تربیتی مسجدمحور، سه چرخة متوالی طراحی، اجرا، مشاهده و بازاندیشی را پیمود و داده‌های حاصل از یادداشت‌های میدانی، گفت‌وگو با متربیان و مستندات جلسات را به روش تحلیل مضمونی تحلیل کرد. یافته‌ها در الگویی پنج‌مرحله‌ای سامان یافته که هستة آن، تکنیک &amp;amp;laquo;کدگذاری تربیتی&amp;amp;raquo; است: فشرده‌سازی محتوای چند جلسه گفت‌وگوی عمیق در عبارتی موجز و تکرارپذیر که در موقعیت‌های روزمره به‌مثابة یادآور هویت عمل می‌کند. پژوهش، مرز مفهومی &amp;amp;laquo;کد&amp;amp;raquo; با &amp;amp;laquo;کلیشه&amp;amp;raquo; و نسبت آن را با مفاهیم همسایه (ترسیم و نشان داده است کدگذاری تنها به شرط تقدمِ &amp;amp;laquo;گشودن محتوا&amp;amp;raquo; اثربخش است. دیگر یافتة کلیدی، صورت‌بندی پدیدة &amp;amp;laquo;تنهایی معرفتی&amp;amp;raquo; متربی و راهکار &amp;amp;laquo;گفت‌وگوی پیش‌دستانه&amp;amp;raquo; دربارة شبهات محیط است. مبنای نظری الگو، آموزة کرامت ذاتی (اسراء: ۷۰) با بهره‌گیری از تفکیک کرامت ذاتی و اکتسابی است؛ بدین‌سان پژوهش حاضر، پلی است از &amp;amp;laquo;مبناپژوهیِ&amp;amp;raquo; کرامت به &amp;amp;laquo;عملیات تربیتی&amp;amp;raquo; مبتنی بر آن.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دلالت سیره معصوم بر حکم تربیتی؛ واکاوی انتقادی کتابِ « سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت»</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5145.html</link>
      <description>استنباط احکام تربیتی از سیره معصومین(علیهم السلام)، نیازمند رعایت قواعد مربوط به دلالت فعل معصوم، حجیت ظهورات، حجیت خبر واحد و تعارض ادله می باشد. این قواعد در اصول فقه مورد بحث واقع شده است. کتاب سیره تربیتی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام، به عنوان منبع اصلی درسی با این عنوان در دانشگاه فرهنگیان نمونه ای بارز از استنباط احکام تربیتی از سیره معصوم است.نقد امثال این کتاب، جهتِ ارتقای دقت در استنباط از سیره، نه ‌تنها به غنای نظری فقه تربیتی می‌انجامد، بلکه مستقیماً بر کیفیت منابع آموزشی و الگوهای تربیتی ارائه‌شده به معلمان تأثیر می‌گذارد.هدف پژوهش حاضر، واکاوی انتقادی شیوه استنباط اصول و روش تربیتی این کتاب می باشد؛ البته به دلیل محدودیت های کمّی قالب این پژوهش، کتاب مورد نظر، فقط از جهت &amp;amp;laquo;دلالت فعل معصوم بر حکم تربیتی&amp;amp;raquo; به عنوان بحثی زیربنایی مورد نقد واقع شده است. داده‌ها از طریق مطالعه آخرین ویراست کتاب و تطبیق آن با مبانی و معیارهای علم اصول فقه و قواعد استنباط حکم تربیتی، مورد تحلیل نظری و عملکردی قرار گرفته است.بررسی ها نشان می دهد که این کتاب با حذف سیره تربیتی عام، حذف قول معصوم در جایی که محتوایش حکم تربیتی است و اکتفا به شرط قصد تربیت، علاوه بر این که نظام منسجم علمی درباره دلالت سیره بر حکم تربیتی ارائه نمی کند، موضوع استنباط حکم تربیتی را محدود نموده است. همچنین وجود شکاف میان نظر و عمل در کتاب، علاوه بر ایجاد ابهام در ذهن دانشجویان، نظام علمی ثابتی را به دست نمی دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه دولت در تربیت کودک بر مبنای ولایت، امور حسبه و مصلحت عامه کودک</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5172.html</link>
      <description>اسلام، اهمیت زیادی برای تربیت کودکان قائل بوده و برحفظ حقوق و صیانت از رشد همه‌جانبه آنان تأکید دارد. شریعت مقدس در آیات و روایات، راهکارهایی را جهت تربیت صحیح و جلوگیری از انحراف نسل آینده ارائه نموده است. در این راستا، از آن‌جایی که تعیین مرز نظارتی دولت در حیطه تربیت کودک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، این پژوهش در نظر دارد ضمن واکاوی مفاهیم &amp;amp;laquo;ولایت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;امور حسبه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مصلحت کودک&amp;amp;raquo;، با پاسخ به این پرسش اصلی که چگونه ابزارهای فقهی می‌توانند بدون نقض حریم خانواده، مشروعیت‌بخش مداخله دولت در تربیت باشند، چارچوب مداخله‌ دولت در قالب تعادل میان حق طبیعی والدین و وظیفه حاکمیت را تبیین نماید. پژوهش حاضر از حیث روش، کتابخانه‌ای&amp;amp;ndash; اسنادی و از نظر هدف، بنیادی&amp;amp;ndash; کاربردی می‌باشد. یافته‌ها نشان می‌دهد که بر مبنای امور حسبیه با رویکرد مضیق، دولت به‌عنوان &amp;amp;laquo;ناظر عالیه&amp;amp;raquo;، تنها در صورت قصور، انحراف یا ناتوانی والدین و نقض صریح مصلحت کودک، برای نمونه در موارد کودک‌آزاری، ترک انفاق، رهاکردن طفل یا ممانعت از درمان ضروری، حق ورود دارد. اما بر مبنای ولایت عامه یا مطلقه فقیه، قلمرو مداخله دولت گسترده‌تر است و سیاست‌گذاری پیشینی را در برمی‌گیرد. نتایج تحقیق نشانگر آن است که مصلحت کودک، به‌عنوان معیار حاکم در تعارض میان اختیارات والدین و وظایف دولت، باید با سنجش کارشناسی و رعایت ضرورت و تناسب احراز شود. بر این اساس، هرچند مسئولیت تربیت کودک نخست بر عهده خانواده است، دولت نیز متناسب با مبنای فقهی پذیرفته‌شده، وظیفه حمایت، نظارت و تضمین حق کودک بر تربیت شایسته را بر عهده دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تطبیقی «عقلانیت سیاسی» از دیدگاه فارابی و جان لاک، و پیامدهای آن برای سیاست‌گذاری «تربیت سیاسی» در نظام آموزش‌ و پرورش ایران</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5227.html</link>
      <description>سیاست‌گذاری تربیت سیاسی در نظام آموزش‌ و پرورش ایران، با وجود برخورداری از پشتوانه‌های فرهنگی و فکری متنوّع، همچنان نیازمند تعمیق نظری و بهره‌گیری نظام‌مند از مطالعات تطبیقی میان سنّت‌های برجستۀ فلسفۀ سیاسی و تربیتی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عقلانیت سیاسی در اندیشۀ فارابی، عقلانیتی غایت‌محور و سعادت‌مدار است که بر پیوند عقل و وحی استوار بوده و سیاست را ذاتاً امری تربیتی می‌فهمد؛ به‌گونه‌ای که تربیت سیاسی در خدمت هدایت انسان به سوی سعادت حقیقی و تحقّق نظمِ اخلاقی ـ دینی قرار می‌گیرد. مقایسۀ این دو دیدگاه نشان می‌دهد که اختلاف آن‌ها در غایت سیاست، منبع مشروعیت سیاسی، جایگاه آزادی و نسبت دین و سیاست ریشه دارد. با این‌حال، تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که هر دو متفکر بر نقش تعیین‌کنندۀ تربیت در تحقّق عقلانیت سیاسی و پایداری نظم سیاسی تأکید می‌ورزند. در حالی که لاک تربیت سیاسی را ناظر به صیانت از آزادی‌ها و تحدید قدرت در چارچوب مشروعیتی عقلانی و مبتنی بر رضایت مردم می‌داند، فارابی آن را در افق سعادت انسانی و هدایت عقلانی ـ اخلاقیِ جامعه صورت‌بندی می‌کند؛ هدایتی با بنیان الهی که در رئیس اوّل مدینه و تداوم آن در ولایت فقها تبلور می‌یابد. جان لاک اساساً تحقّق الگوهای سیاسی و تربیتیِ سعادت محور، از جمله الگوی دینی و فلسفی فارابی را ـ که به زعم وی صرفاً بر سعادت مردم تمرکز و ابتناء یافته و ساز و کاری منسجم و عینی برای صیانت از آزادی های مشروع شهروندان ارائه نمی دهد ـ غیر واقع بینانه و چه بسا آسیب زا می داند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی عوامل موثر در جهت‌گیری الهی - فرهنگی تدریس در دوره دوم متوسطه (مطالعه کیفی)</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5228.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف واکاوی عوامل مؤثر بر جهت‌گیری الهی&amp;amp;ndash;فرهنگی در تدریس معلمان دوره دوم متوسطه انجام شد. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت‌کنندگان شامل معلمان، مدیران و خبرگان آموزشی دوره متوسطه دوم در سال تحصیلی 1405-1404 بود که تا رسیدن به اشباع نظری (۱۶ مشارکت‌کننده) ادامه یافت. ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود که روایی آن با روش بازبینی مشارکت‌کنندگان و پایایی با روش توافق درون‌موضوعی (۸۴/۰) تأیید شد. داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (۲۰۰۶) در سه مرحله تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که جهت‌گیری الهی- فرهنگی در تدریس، یک &amp;amp;laquo;پارادایم تربیتی&amp;amp;raquo; یکپارچه است که تحقق آن مستلزم هم‌افزایی چهار عامل اصلی می‌باشد: (۱) جهت‌گیری الهی- فرهنگی شامل باورهای توحیدی و جهان‌بینی دینی، التزام عملی و الگوبودن، انگیزه رسالت‌محور و جهادی، و شایستگی‌های دانشی-مهارتی میان‌رشته‌ای؛ (۲) زیست‌بوم تربیتی مدرسه شامل رهبری تحول‌آفرین و اخلاقی مدیر، فرهنگ سازمانی همیار و یادگیرنده، و سازوکارهای تشویقی و پشتیبانی ساختاری؛ (۳) برنامه درسی حکمت‌بنیان شامل محتوای تلفیقی مسئله‌محور، روش‌های تدریس تعاملی و کاوشگرانه، و ارزشیابی تکوینی و معنویت‌محور؛ (۴) عوامل سیاستی و کلان آموزشی شامل سیاست‌گذاری و گفتمان‌سازی کلان، توانمندسازی و توسعه حرفه‌ای مستمر معلمان، و تأمین منابع و حمایت‌های مالی و حقوقی. بنابراین جهت‌گیری الهی- فرهنگی در تدریس زمانی محقق می‌شود که عوامل فردی، سازمانی و سیاستی به صورت هماهنگ عمل کنند و شکاف عمیق میان انتظارات از معلم با امکانات ساختاری موجود پر گردد. این تحول، نیازمند عزم ملی، برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری پایدار برای گذار از &amp;amp;laquo;آموزش نمره‌محور&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;تربیت حکمت‌بنیان&amp;amp;raquo; است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتباریابی الگوی مفهوم‌سازی معنوی کودکان از خداوند و بازتولید مسئولیت‌پذیری اجتماعی در بافت فرهنگی ارومیه با رویکرد داده‌بنیاد</title>
      <link>https://tarbiatmaaref.cfu.ac.ir/article_5235.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با هدف کشف و مدل‌سازی مفهوم‌سازی خداوند در ذهن کودکان دبستانی و تبیین سازوکار شکل‌گیری مسئولیت‌پذیری اجتماعی متأثر از آن در بافت فرهنگی ارومیه انجام شده است، زیرا درک این فرایند برای طراحی برنامه‌های درسی فلسفه‌محور و تربیت اخلاقی-معنوی کارآمد، بنیادین به شمار می‌رود.مسئله: با وجود اهمیت بنیادین مفهوم‌سازی خداوند در شکل‌گیری هویت معنوی و اخلاقی کودکان، الگوی نظری مشخصی برای تبیین فرایند این مفهوم‌سازی و ارتباط آن با مسئولیت‌پذیری اجتماعی در بافت فرهنگی ارومیه تدوین نشده است.روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش نظام‌مند نظریه داده‌بنیاد انجام شد. ۲۰ دانش‌آموز (۱۰ دختر و ۱۰ پسر) ۸ تا ۱۲ ساله از مدارس ابتدایی ارومیه با نمونه‌گیری هدفمند و حداکثر تنوع انتخاب شدند. یافته‌ها: تحلیل داده‌ها به مقوله‌ی محوری شکل‌گیری درک معنوی خدا و بازتولید مسئولیت‌پذیری اجتماعی و پنج مقوله‌ی اصلی منجر شد: شرایط علّی (بسترهای خانوادگی-آموزشی)، پدیده‌ی محوری (تفکر استعاره‌ای در مواجهه با امر قدسی)، شرایط مداخله‌گر و زمینه‌ای (گفتمان‌های فرهنگی-اجتماعی و رسانه‌ها)، راهبردها (الگوجویی و تقلید رفتاری)، و پیامدها (هویت اخلاقی همراه با کنش‌های همدلانه و نوع‌دوستانه).نتیجه‌گیری: درک کودکان از خداوند، پدیده‌ای ایستا و تحمیلی نیست، بلکه فرایندی پویا، چندلایه و وابسته به زمینه است که در بستر روابط و گفتمان‌های روزمره شکل می‌گیرد و به بازآفرینی هنجارهای اخلاقی و کنش‌های اجتماعی بدیع می‌انجامد. الگوی طراحی شده، علاوه بر پر کردن شکاف نظری روان‌شناسی رشد دین، نقشه‌راهی عملیاتی برای نظام‌های آموزشی، رسانه‌های کودک و والدین در تسهیل تربیت معنوی مبتنی بر کشف و تفکر فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
