بررسی تطبیقی «عقلانیت سیاسی» از دیدگاه فارابی و جان لاک، و پیامدهای آن برای سیاست‌گذاری «تربیت سیاسی» در نظام آموزش‌ و پرورش ایران

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 میدان المپیک، شهرک صدرا، بلوک c 13 غربی، واحد 25

2 گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی ۸۸۹_ ۱۴۶۶۵،تهران ایران

10.48310/riet.2026.23790.1750

چکیده

سیاست‌گذاری تربیت سیاسی در نظام آموزش‌ و پرورش ایران، با وجود برخورداری از پشتوانه‌های فرهنگی و فکری متنوّع، همچنان نیازمند تعمیق نظری و بهره‌گیری نظام‌مند از مطالعات تطبیقی میان سنّت‌های برجستۀ فلسفۀ سیاسی و تربیتی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عقلانیت سیاسی در اندیشۀ فارابی، عقلانیتی غایت‌محور و سعادت‌مدار است که بر پیوند عقل و وحی استوار بوده و سیاست را ذاتاً امری تربیتی می‌فهمد؛ به‌گونه‌ای که تربیت سیاسی در خدمت هدایت انسان به سوی سعادت حقیقی و تحقّق نظمِ اخلاقی ـ دینی قرار می‌گیرد. مقایسۀ این دو دیدگاه نشان می‌دهد که اختلاف آن‌ها در غایت سیاست، منبع مشروعیت سیاسی، جایگاه آزادی و نسبت دین و سیاست ریشه دارد. با این‌حال، تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که هر دو متفکر بر نقش تعیین‌کنندۀ تربیت در تحقّق عقلانیت سیاسی و پایداری نظم سیاسی تأکید می‌ورزند. در حالی که لاک تربیت سیاسی را ناظر به صیانت از آزادی‌ها و تحدید قدرت در چارچوب مشروعیتی عقلانی و مبتنی بر رضایت مردم می‌داند، فارابی آن را در افق سعادت انسانی و هدایت عقلانی ـ اخلاقیِ جامعه صورت‌بندی می‌کند؛ هدایتی با بنیان الهی که در رئیس اوّل مدینه و تداوم آن در ولایت فقها تبلور می‌یابد. جان لاک اساساً تحقّق الگوهای سیاسی و تربیتیِ سعادت محور، از جمله الگوی دینی و فلسفی فارابی را ـ که به زعم وی صرفاً بر سعادت مردم تمرکز و ابتناء یافته و ساز و کاری منسجم و عینی برای صیانت از آزادی های مشروع شهروندان ارائه نمی دهد ـ غیر واقع بینانه و چه بسا آسیب زا می داند.

کلیدواژه‌ها